گفتگو با روح الله مرادی مسئول کمیته مدافعین قوم قشقایی

moradiفعالان در تبعید: قوم قشقایی یکی از اقوام اصیل ایرانی است که طی سالهای گذشته مورد بی مهری فراوان در زمینه های مختلف قرار گرفته است. در اینجا بنا به گفتگویی  با آقای روح الله مرادی،مسئول کمیته مدافعین حقوق بشر(قشقایی) و فعال سیاسی- فرهنگی ترکان قشقایی، به نقض حقوق این قشر از جامعه که نقش بسزایی در فرهنگ ،هنر
وسیاست کشور داشته اند می پردازیم.

قوم قشقایی چه تعداد از میزان جمعیت کشور را داراست و همچنین در چه بخش های از کشور مستقر شده اند؟ به دلیل پراکندگی قشقایی ها در چند استان آمار دقیقی در دست نیست , اما گفته میشود قشقایی در حال حاضر بین دو و نیم تا سه میلیون نفر جمیعت دارد و به نسبت جمعیت کل کشور تقریبا معادل ۴ درصدر را شامل میشود . قشقایی ها بیشتر در استانهای مرکزی و جنوبی ایران سکونت دارند اما بخش عمده آنها در استان فارس هستند . پیش تر عمده مناطق سیطره قشقایی ها » ایالت فارس » بوده . اما بر اساس تقسیم بندی هایی که صورت گرفته ایالت فارس خود به چند استان تقسیم شده یا بخش هایی از ان به استانهای دیگه افزوده شده . قلمرو کوچ قشقایی ها در منطقه وسیعی از مرکز تا جنوب ایران است یعنی از بوشهر آغاز و تمام استان فارس , جنوب اصفهان , کهکیلویه بویر احمد و بخش هایی از خوزستان را در بر می گیرد.

با وجود میزان جمعیت فعلی قشقایی ها در ایران به چه میزان امکانات و امتیازات قومی جهت مستقر شدن در مناطق محروم دارا هستند؟ نسبت به میزان جمیت باید گفت فاقد امکانات یا بهتراست بگوییم که امکانات بسیار ناچیزی در اختیار دارند . به ویژه در مناطقی که هم اکنون به صورت کوچ نشینی و اقتصاد گله داری هنوز زندگی میکنند متاسفانه فاقد امکانات اولیه بهداشتی , آموزشی و رفاهی هستند.

جمهوری اسلامی ایران مدعی این موضوع است که اقوام و اقشار در جامعه ایران رضایت نسبی و در مقاطعی بسیار راضی از خدمات دهی هستند، آیا این چنین است؟

خیر , این ادعا مطلقا صحیح نیست . حداقل در بخش هایی یا مناطقی که قشقایی ها زندگی میکنند جمهوری اسلامی ایران نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد . مثلا در منطقی از استان فارس که دولت آقای هاشمی اقدام به شهرک سازی و اسکان عشایر نمود مشکلات عظیمی به چشم میخورد . در این پروسه دولت بدون مطالعه و فراهم نمودن زیر ساخت ها بدون بررسی منابع آب زیرزمینی و آموزش مهارت های فنی کشاورزی , دامداران را اسکان داد . پس از گذشت مدت زمان بسیار کوتاه چشمه های زیرزمینی خشک شد . به علاوه اسکان یافته ها فاقد مهارت های لازم در حرفه جدید خود یعنی کشاورزی بودند . این دلایل سبب شد یک خانوار ایلیاتی که با دامداری به راحتی امرار معاش مینمود تنها پس از گذشت چند سال با مشکلات اقتصادی شدید روبرو شود . برای یک خانوار ایلی که دامهای خود را فروخته و اکنون نیز به خاطر نا آشنایی با مهارت کشاورزی و فقدان آب , قادر به ادامه زندگی در این شرایط نیست , راهی جز مهاجرت اجباری به شهر ها وجود ندارد . که آن هم خود مشکلاتی عظیمتر دارد . مهاجران جدید قدرت مالی بالایی ندارند و به اجبار باید در حاشیه شهرها ساکن شوند . حرفه ای ندارند . سرمایه ای ندارند . بنابرین امکان رفتن آنها به سمت مشاغل کاذب و جرائم اجتماعی بسیار بالاست کما اینکه چنین نیز هست متاسفانه . ببینید با یک سیاست غلط و برنامه ریزی نشده یک خانوار شریف ایلیاتی در مدت زمان چند سال چه سرانجامی پیدا میکند . ان بخش از اسکان یافته ها که در برابر مهاجرت اجباری مقاومت کرده اند نیز شرایط اسفناکی را تحمل میکنند . در مورد طبقه کوچرو نیز , جمهوری اسلامی ایران نه تنها کوچکترین کمک و حمایتی به بهبودی زندگی آنها نکرده بلکه با مسدود کردن هدفمند ایل راه ها ( مسیر های کوچ عشایر ) مشکلات زیادی را برای آنها به وجود آورده و متاسفانه باید یادآورشوم که با تداوم این شرایط جامعه کوچرو و دامپرور قشقایی در معرض نابودی کامل قرار دارد .

از جمله موارد نقض آشکار حقوق شهروندان قشقایی چه مواردی است؟

موارد نقض حقوق بشر در قشقایی بسیار چشمگیر است . من چند مورد را به عنوان نمونه مطرح میکنم . یکی از این موارد , نقض حقوق مدنی وسیاسی قشقایی هاست . قشقایی با داشتن ۳ میلیون نفر جمیعت اکنون هیچ نماینده ای در مجلس ندارد . در شهرهایی مانند فیروزآباد , شیراز , آباده و حومه , سمیرم و حومه , فریدون شهر و گچساران که دارای اکثریت ترکیب جمیتی قشقایی هستند هیچ نماینده ای از قشقایی ها به مجلس راه نمی یابد .کاندیدای های مستقل قشقایی رد صلاحیت میشوند . مورد دیگر , حق آموزش به زبان مادری است . قشقایی ها ترک زبان هستند و با فشارهایی که از هر سو به آنان وارد میشود و در غیاب رادیو تلویزیون و رسانه و کانونهای زبانی و فرهنگی با خطر حتمی اسیمیله روبرو هستند . مورد مهم دیگر حق داشتن رسانه مستقل است . اگرتوجه کنید تمام گروه های قومی ایران دارای استانی به نام خود , شبکه تلویزیونی و رادیویی مربوط به خود فرهنگسرا و موارد دیگر هستند . اما قشقایی ها هم در حاکمیت پیشین و هم در حاکمیت فعلی به شدت تحت کنترل و زیر سایه نگاه امنیتی حکومت بوده اند آنها کوچکترین رسانه ای ندارند و واقعا از هر حیث یک قوم فراموش شده و حذف شده از حیات فرهنگی, اقتصادی , سیاسی کشور هستند.

به عنوان فعال حقوق بشر در حوزه اقوام به نظر شما جمهوری اسلامی با یک مدار مخالفت با اقلیت ها پیش رفته است و با تمرکز بر مرکزگرایی پیش می رود؟ به چه دلیل؟

سیاستهای حکومت جمهوری اسلامی ایران کاملا مرکز محور است . استراتژی حکومت پیشین نیز چنین بود . تا قبل از به قدرت رسیدن رضا خان سیستم اداره جامعه ایران ملوک الطوایفی بود و قدرت های محلی نقش پر رنگی در اداره کشور داشتند . پس از به قدرت رسیدن رضا خان مفاهیم مدرنی مانند دولت واحد , ملت واحد , زبان واحد و غیره رایج شد . رضا خان با سرکوب قدرت های محلی مانند قشقایی , سیاست یکسان سازی , فرهنگی واجتماعی را در پیش گرفت و هدفش یکدست کردن ساختار جامعه بود . جمهوری اسلامی ایران نیز در این مورد مطابق سیاست پهلوی عمل کرده و از پر رنگ شدن نقش ایلات و اقوام در هراس است . اساسا یکی از ویژگی های حکومتهای توتالیتر و تمامیت خواه , همین تکیه بر مرکزگرایی و تمرکز تمام قدرت و سرمایه در یک بخش است . و این سیاست به هیچ عنوان در خور و شایسته جامعه چند فرهنگه ایران نیست .

تا کنون جمهوری اسلامی با فعالین مدنی و علمی این قوم چه برخوردهای داشته است وآیا صدای اعتراض در این قوم به جایی هم شنیده شده است؟

در سالهای آغازین انقلاب , قوم قشقایی به شدت سرکوب شد , عده ای از رهبران ان مانند خسرو خان قشقایی و جهان پولاد خان قشقایی تیرباران شدند , عده ای مانند ناصرخان و فرزندانش ناچارا برای جلوگیری از گسترش دامنه سرکوب به خارج از کشور مهاجرت نمودند . عده زیادی بازداشت و اعدام شدند , تسویه گسترده ای در نهادهای دولتی انجام گرفت و قشقایی های زیادی از نهادهای دولتی کنار گذاشته شدند . پس از آن تا به امروز قشقایی ها زیر سایه نگاه امنیتی حکومت بوده و مدام فعالان مدنی , سیاسی و حتی هنری ان تحت فشار بوده اند . تعداد زیادی از فعالان قشقایی مجبور به خروج از کشور شده اند و در کشورهای دیگه به فعالیت خود ادامه میدهند بعنوان مثال؛ آقای عنایت الله شهسواری و خانم نجمه جمشیدی که هم اکنون در کشور اندونزی تحت شرایط سخت مجبور به اقامت شده اند . متاسفانه به دلیل عدم وجود هر نوع رسانه ای در جامعه قشقایی , این فشار و سرکوب ها در ایران و خارج از ایران هیچ پژواکی ندارد و صدای فعالان قشقایی هرگز شنیده نمیشود.

به اعتقاد شما بافت حکومت اجازه حضور قشقائیان در مدار قدرت را داده است؟

خیر , به هیچ عنوان این اجازه را نمیدهد . ببینید من فقط یک شهر را برای نمونه مثال میزنم . در شهر فیروزآباد که مرکز ثقل اجتماعی و سیاسی قشقایی ها از دیرباز بوده , هیچ فردی از قشقایی امکان ورود به رده های بالای اداره شهر را پیدا نمی کند . تمام مسئولین رده بالای این شهر غیر قشقایی هستند . به همین ترتیب در سطح اداره استان و کشور نیز . عدم حضور قشقایی ها در سطح اداره امور کشور نه به دلیل عدم شایستگی بلکه به تصمیم سیاسی حاکمیت است.

شما پیش بینی می کنید با توجه به اینکه از سوی گزارشگران ویژه حقوق بشر در ایران که اعلام کرده اند اقوام در ایران دارای حقوق مدنی و شهروندی معینی نیستند ، جمهوری اسلامی نسبت به رفتار گذشته خود تغییراتی خواهد داد؟

من فکر نمیکنم در شرایط فعلی چنین اتفاقی بیفتد و جمهوری اسلامی تغییر چندانی در رفتار خود به وجود بیاورد.

به نظر شما فعالیت های که درخصوص اعلام نقض آشکارحقوق بشر از سوی حکومت ایران می شود ، میتواند موجب رفع این تبعیض های ممکن شود؟

ما خیلی امیدوار هستیم که این فشار ها از سوی نهادهای حقوق بشری و مجامع بین المللی سبب عقب نشینی حاکمیت و رفع تبعیض ها شود . نقض حقوق بشر در ایران خیلی ابعاد گسترده ای دارد و در مورد حقوق اقوام ایران نیز در تمام سطوح شاهد تبعیض هستیم . تمام فعالان این حوزه باید نسبت به افشای این تبعیض ها و نقض آشکار حقوق بشر تلاش خودشان را بکنند . نهادهای حقوق بشری نیز باید به دامنه فشار ها بر حاکمیت بیافزایند . فقط امیدوارم در این میان حقوق بشر قربانی مصالح سیاسی قدرت های جهانی نشود .

درخصوص فعالین دیگر جامعه قشقایی بگویید؟

قشقایی هم به مانند جوامع دیگر از لایه های اجتماعی مختلف تشکیل شده و تکثر حوزه های فعالیتی در آنان چشمگیر است . فعالان هنری ما علیرغم عدم وجود یک کانون فرهنگی هنری مستقل , به فعالیت خود مشغولند و در هر گوشه کناری رد حال خدمت به هنر قشقایی هستند . صنایع دستی قشقایی که یکی از شناخته شده ترین مورد ها در ایران و حتی جهان است اما شوربختانه تنها مرکز قالیبافی قشقایی در شیراز پس از انقلاب بسته شد . اما زنان هنرمند قشقایی به فعالیت در منازل و حوزه های شخصی ادامه داده اند و در تلاش برای ممانعت از محو این آثار با ارزش هستند .

به چه دلیل کمتر به موضوع جامعه قشقایی پرداخته می شود؟

به دلیل عدم وجود رسانه در جامعه قشقایی ,پراکندگی قشقایی ها در چند استان و نداشتن هیچ نوع گروه , حزب یا انجمن منسجم . همانطور که پیش تر نیز گفتم قشقایی ها در چند استان پراکنده اند کوچکترین تمرکز یا انسجام جمعیتی ندارند . حکومت نیز در این سالها اجازه شکل گیری یک تشکیلات سازمانی منسجم را به قشقایی نداده . نداشتن رسانه نیز مزید بر علت شده تا صدای جامعه قشقایی خاموش شود و رفته رفته این قوم به بوته فراموشی سپرده شود . در واقع با کمال تاسف باید بگویم قوم قشقایی به طور کامل از هیات سیاسی , اجتماعی , اقتصادی و فرهنگی ایران حذف شده شده است .

امیدواریم روزی شاهد برطرف شدن همه تبعیض ها  در ایران خود باشیم.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s