شاهین دادخواه: نام و نشان آنهایی که از رفراندوم هراس دارند، پوشیده نیست!

شاهین دادخواهفعالان در تبعید: دکتر شاهین دادخواه، دیپلمات زندانی در اوین، و مشاور پیشین حسن روحانی در شورایعالی امنیت ملی، طی مقاله ای از زندان اوین، با انتقاد از واکنش و موضعگیری های طیف های تندرو با «اصل رفراندوم»، ادعای افتخارآمیز و مداوم تندروها در خصوص «مردم انقلابی و حاضر ‌در صحنه» را پیش می کشد و می پرسد: «چرا سخن گفتن از رفراندوم تبدیل به خط قرمز و تابو شده است؟»

یشنهاد رفراندوم، برای اولین بار  در سطح رییس جمهور در ایران، توسط حسن روحانی، درباره مسائل مهم کشور مطرح شده است که با واکنش گسترده سیاستمداران، تحلیلگران و بازیگران سیاسی در کشور روبه رو بوده است.

متن کامل مقاله کارشناس سابق تیم مذاکره کننده هسته ای در دولت اصلاحات که در روزهای گذشته، چهل و سومین تولد خود را در پنجمین سال از دوران حبس خود، در قرنطینه  بند هفت زندان اوین جشن گرفت، در خصوص پیشنهاد اخیر حسن روحانی، به شرح زیر  در اختیار «کمپین صلح فعالان در تبعید» قرار گرفته  است:


واکنش های صورت گرفته به اظهارات حسن روحانی درباره اجرای رفراندوم به عنوان یکی از اصول معطل مانده قانون اساسی همانگونه که انتظار می رفت، متفاوت بود.

مطابق معمول تندروها کوشیدند با ارائه تحلیل های غریب، از ادامه بحث جلوگیری کنند. اما نکته اساسی این است که اگر چنین موضوعی در قانون اساسی به عنوان یک راه حل آمده، لابد عده ای از عقلای قوم در آن زمان یعنی در زمان تدوین قانون اساسی استدلالی عقلانی برای کارخود داشته اند و چه بسا گمان نمی کردند در عرصه سیاست، روزی کار به جایی برسد که همان چیزی که می تواند افتخار نظام برای برون رفت از بحران ها باشد، به تابویی تبدیل شود که سخن از آن می تواند تبعات منفی به همراه داشته باشد.
نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورها، شرایط و موقعیتی به وجود می آید که به نوعی بن بست است و ‌چاره کار، بهتر است بگوییم «چاره عقلانی و کم هزینه»، همانا رفراندوم است.

در سوئیس برگزاری رفراندوم امری عادی است. و در بسیاری از کشورهای دیگر هم هر چند سال رفراندوم برگزار می شود. عقل بشری میگوید در همه جوامع ممکن است وضعیتی پیش بیاید که احزاب و جناح های حاکم و ‌حتی نهادهای برگزیده از سوی مردم نتوانند آن را حل و فصل کنند. در چنین شرایطی بهترین راه حل مراجعه مستقیم به آرای مردم است.

تغییر قانون اساسی یکی از این موارد است که در آن مردم در رفراندوم، تغییرات به وجود آمده را تائید و یا رد می کنند.‌ کما اینکه در ایران هم چنین اتفاقی رخ داده است. رفراندوم ظرفیتی است در قانون اساسی برای تحقق عملی حاکمیت مردم بر سرنوشت خود؛ ‌در شرایطی که نهادهای منتخب آنها نمی توانند به نمایندگی از آنها مساله یا مشکلی را حل کنند.
این بحث هم مبنای حقوقی دارد و هم در مباحث گذار به دموکراسی و اعمال حاکمیت مردم اهمیت دارد. اگر حاکمیت مردم اهمیت دارد و در شرایطی نهادهای برگزیده مردم و در راس آنها مجلس بدلایل مختلف و از جمله درگیر شدن با موضوعات و مشکلات محلی نمیتواند به نمایندگی از مردم حاکمیت مورد نظر آنها را اعمال کنند، پس لازم است در چنین مواردی ساز وکاری خاص مانند رفراندوم در نظر گرفته شود تا مردم احساس کنند اصلی ترین تصمیم را آنها گرفته اند و لذا در قبال آن مسئولیت دارند و باید عواقب و پیامدهای احتمالی آن را بپذیرند.

از این زاویه و دید، رفراندوم در واقع به افزایش میزان مسئولیت و مشروعیت و البته کارآمدی نظام سیاسی منجر می شود که بعید است کسی از مسئولان و مدیران نظام سیاسی با آن مخالف باشد .
اگر برگزاری انتخابات و مشارکت سیاسی تقویت پایه های نظام سیاسی از طریق افزایش مشروعیت آن می شود، چرا نتوان در مورد رفراندوم چنین استدلالی را پذیرفت؟ پس وقتی حسن روحانی از رفراندوم سخن می گوید، با یک برداشت مثبت می توان آن را نشانه ای از تلاش برای بازسازی مشروعیت و‌کارآمدی نظام دانست.
مگر این نیست که همه نیروهای سیاسی و از جمله تندروها مدام از مردم انقلابی و ‌در صحنه سخن گفته، حساسیت و بصیرت سیاسی آنها را می ستایند. اگر اینگونه است پس چرا سخن گفتن از  رفراندوم تبدیل به خط قرمز و تابو شده است؟
اگر این قانون اساسی میثاق جمعی و محصول خون صدها و هزاران نفر است، چرا با آن گزینشی برخورد میشود؟

برخوردی که پیامد آن اعمال ناقص فصول مربوط به حقوق و‌ حاکمیت مردم است. اگر این نظام و مسئولان آن برآمده از اراده و خواست ملت هستند، چرا از مراجعه به ملت در موارد حساس میترسیم؟ مگر در موارد حساس و بحرانی به مردم پناه نمی آورند؟ پس چرا در مورد رفراندوم دچار هراس شده اند؟

اگر برخی بگویند که نمایندگان مجلس به جای چاره اندیشی درباره مسائل کلان کشوری و دفاع از حق مردم و موکلین خود به بازی سیاسی و برخی زد و بندهای غیر سیاسی مشغول شده اند  و برخی نظارت های غیر ضروری باعث شده است تعدادی از افراد دلسوز وارد مجلس نشوند، آیا حرف بی ربطی گفته است؟

وقتی رئیس مجلس مجبور می شود به نمایندگان به خاطر عدم حضور در صحن علنی مجلس مکررا اخطار دهد، آیا جز این است که متاسفانه در سالهای اخیر شأن مجلس پائین آمده است و نمایندگان توجه چندانی به مسائل و منافع کلان و ملی ندارند. گویی دغدغه اصلی و شماره یک آنها انتخاب شدن مجدد و تدبیر برای دوران پس از نمایندگی است.

چرا در بحث بورسیه های غیر قانونی، فساد سه هزار میلیاردی و پرونده شاندیز، پرونده سعید مرتضوی و دهها پرونده دیگر پای نمایندگان در میان بوده است؟ آیا غیر از این است که متأسفانه برخی نمایندگان مجلس وظیفه اصلی خود را فراموش کرده و خانه ملت را مثل دفتر کار خصوصی خود تلقی می کنند. آیا در چنین شرایطی صحبت از رفراندوم زنهاری به برخی از این نمایندگان نیست ؟
آدرس و نام و نشان آنهایی که از رفراندوم هراس دارند،  چندان پوشیده نیست، و از آن بیم دارند که نتیجه رفراندوم با بی اعتبار کردن ادعاهای سیاسی آنها در مورد مردمی بودن، دست آنها را از زدوبندهای مالی و اقتصادی از جیب ملت و بنام ملت کوتاه کند.

البته که رفراندوم نباید در خدمت یک جناح بوده و ابزار دعواهای سیاسی زودگذر جناحی باشد  اما آیا زمان آن نرسیده است که به مثابه یک ساز و کار برون رفت از مشکلات پیچیده و گره ها بنگریم؟
سازوکاری که باعث میشود مردم در قبال تصمیم خود احساس مسئولیت کنند .
شاهین دادخواه، قرنطینه بند هفت زندان اوین
مشاور پیشین حسن روحانی در شورایعالی امنیت ملی
کارشناس سابق تیم مذاکره کننده هسته ای در دولت اصلاحات

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s