شاهین دادخواه: علائم پایان ماه عسل حسن روحانی هویدا شد

IMG_۲۰۱۴۰۵۰۶_۲۳۳۸۴۶فعالان در تبعید: دکتر شاهین دادخواه، عضو  تیم مذاکره کننده هسته ای به ریاست حسن روحانی، مشاور ارشد وی در شورای عالی امنیت ملی، در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی؛ عصبانیت این روزهای رئیس جمهور روحانی را نشانه پایان ماه عسل، دولت یازدهم تحلیل می کند.

دکتر شاهین دادخواه، طی نامه ای از قرنطینه زندان اوین، فشار بر زندانیان سیاسی، بن بست رفع حصر و استیضاح وزیران و همه کارشکنی های تندروها را در ماهها و هفته های اخیر را  ناشی از خیز تندروها در راستای «احمدی نژاد کردن حسن روحانی»، تحلیل می کند. متن کامل نامه این دیپلمات زندانی، در خصوص عملکرد تندروها و عصبانیت حسن روحانی، به شرح زیر است:

آنهایی که حسن روحانی را  از نزدیک می شناسند، می دانند او کسی نیست که به این زودی و به راحتی عصبانی شده و از کوره  در برود.  لذا سوال این است که این روزها در نهان خانه سیاست چه میگذرد که حسن روحانی را عصبانی کرده است ؟

برهمگان  واضح است که عده ای در مقابل دولت روحانی سنگ اندازی میکنند اما پیوسته می گویند که دلسوز دولت و درصدد کمک به آن هستیم. آنها در این راستا،  وزرای او را هم استیضاح کرده، همراهانش را از قطار پیاده می کنند. آن هم وزرایی که یک سال پیش، در راستای ملاحظات مجلسیان، انتخاب اول حسن  روحانی نبودند.

او یکسال پیش در حالی کار خود را آغاز کرد که تحت فشار مخالفان و برای حفظ آرامش، مجبور شد برخی اولویتهای خود را کنار بگذارد اما مخالفان به این میزان از نرمش او هم رضایت نداده اند و مرتب عرصه را بر او تنگ تر می کنند تا یک سال و اندی  مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی، عده ای دیگر را هم از او و حامیانش، نا امید کنند.

روحانی در حالی کار خود را آغاز کرد که از همراهانش در مرکز تحقیقات استراتژیک و  شورای عالی امنیت ملی تنها دو یا سه نفر توانستند او را همراهی کنند. کسانی که سالها با او کار کرده بودند و با خواست ها و اندیشه های او آشنایی نزدیک داشتند. برخورد تند با سید رضا صالحی در  هنگام رای اعتماد را میتوان از این زاویه تحلیل کرد. آنها می دانستند اگر این افراد با روحانی باشند کار برای آنها سخت تر خواهد بود. زیرا آنها جسارت و مهارت را با هم داشتند و دارند. البته این پروژه سالها پیش و با دستگیری موسویان و سپس برخی از نزدیکان روحانی آغاز شده بود.

در فاز اول همراهی یاران قدیم روحانی با او به عنوان خط قرمز تعیین شد و فشارهای پیدا و پنهان  بر آنها افزایش یافت تا جایی که روزنامه کیهان نسبت به بازگشت من(شاهین دادخواه)، به تیم هسته ای اعلام خطر کرد. به موسویان اجازه ندادند علیرغم پایان محکومیتش، پست اجرایی بگیرد.

فاز دوم فشار اما، جدا کردن اصلاح طلبان از روحانی است.  در همین راستا می توان به استیضاح فرجی دانا در مجلس اشاره کرد. جلوگیری از حل و فصل موضوع حصر هم  در این راستا قابل درک است .. مخالفان تندرو احساس میکنند و به این جمع بندی رسیده اند که تداوم حصر و وجود زندانیان سیاسی و آزاد نکردن همکاران روحانی از زندان می تواند ابزار فشاری بر او باشد  تا اولا به برخی خواستهای آنها تن در دهد و ثانیا بین او و حامیانش شکاف ایجاد شود و آنها به این نتیجه برسند که روحانی در پی گیری شعارهای خود جدیت و قاطعیت لازم را ندارد.

عفو ندادن به زندانیان سیاسی در عید فطر امسال و انتقال پر سروصدای برخی زندانیان سیاسی از بند 350 به بند مالی به قصد اعمال فشار روحی و روانی برای آنها نیز در این چهارچوب قابل تحلیل است. در این میان فشار بر همکاران سابق روحانی مضاعف بوده است.

انتقال چندین باره من(شاهین دادخواه)، به سلول انفرادی و تفهیم اتهام بدون سند و مدرک، انتقال از بند 350 به بند مالی خود گواه این  ادعاست. همه تلاش آنها این است که بگویند حسن روحانی نمی تواند برای همکاران خود کاری موثر انجام دهد چه برسد به دیگران. اما هدف از این فشارها چیست؟

مخالفان تندرو دنبال چه چیزی هستند ؟ به نظر می رسد دغدغه اصلی آنها در مقطع زمانی کنونی جلوگیری از شکست فاحش در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان است. آنها خوب می دانند با ادامه وضع موجود و در صورت توفیق دولت روحانی در رسیدن به یک توافق هسته ای بلند مدت و مهار تورم شانس او و همراهانش برای پیروزی در انتخابات  سال بعد خیلی بیشتر خواهد شد. لذا تلاش می کنند در وهله اول از کسب توفیقات بیشتر توسط دولت وی جلوگیری کنند و در مرحله بعد در کار او اخلال و کارشکنی ایجاد کنند تا نتواند پیروز قطعی انتخابات سال آینده باشد.

اگر روحانی نتواند پیروز انتخابات مجلس شود نه تنها ممکن است اصلاح طلبان از او فاصله بگیرند بلکه سایر حامیانش نیز در حمایت از او دلسرد خواهند شد و در این صورت روحانی آن چیز خواهد شد که مخالفانش میخواهند: شیر بی یال و دم که برای پیشبرد برنامه های خود چاره ای جز حرف شنوی از تندروها ندارد. پیشتراین سناریو در مورد محمود احمدی نژاد جواب داد.

اکنون باید منتظر بود و دید که آیا روحانی به این سناریو تن در می دهد یا نه ؟ و برنامه او برای مقابله با این استراتژی مخالفانش چیست؟ آنها همان کسانی هستند که به قول حسن روحانی تعدادشان کم اما صدایشان بلند است. ظاهرا حسن روحانی می خواهد کار را با آرامش و میانه روی و با حداقل هزینه پیش ببرد. اما طرف مقابل علائمی می فرستد مبنی بر اینکه این شیوه را نمی پذیرد.

این نقطه همان جایی است که حسن روحانی باید یکی مرد جنگی را به هزار همراه محتاط ترجیح دهد تا بتواند راهی بگشاید. مردان جنگی که حریف به درستی وزن و اهمیت آنها را تشخیص داده است اما برخی نزدیکان وی هنوز در این مورد تردید دارند و حتی گاهی از سر غفلت در زمین حریف بازی کرده این مردان جنگی را از روحانی دور می کنند.

آن هم به این بهانه که برای حسن روحانی هزینه درست می کنند. آنها این اصل بنیادین اقتصاد را فراموش کرده اند که هزینه بیشتر یعنی سود بیشتر. آنهایی که به قصد پر کردن جیب خود در میانه راه به قافله دولت پیوسته اند، آنهایی که از سر تصادف و رفاقت و توصیه پست و مقامی گرفته اند  و آنهایی که بقای خود را در طرد دیگران می دانند، چگونه می توانند سپاه کارآمدی برای کارزار حسن روحانی در صحنه خارجی و داخلی باشند.

وضع زمانی بدتر خواهد شد که ماه عسل رقبا با دولت روحانی تمام شود زیرا بنا به سنت رایج مخالفان سیاسی در ایران یکسال اول را به تجزیه و تحلیل حریف طی می کنند. عصبانیت روحانی می تواند ناشی از ظهور علایمی مبنی بر پایان ماه عسل باشد.

عجبا هرچه شرایط برای دولت سخت تر میشود، مردان جنگی اش نیز کمتر می شوند تا تز تبدیل کردن روحانی به شیر بی یال و دم و اشکم هرچه بیشتر عملی شود. کسانی که در دوران طرد مودبانه سیاسی روحانی، از نزدیک شدن به او ابا داشتند و آن را مضر به حال خود و حقوقشان می دانستند، اکنون بر خوان نعمت دولت نشسته اند و واضح است فرصت طلبی آنها در عرصه سخت سیاست امروزی نمی تواند وافی به مقصود باشد و عجیب تر آنکه همین فرصت جویان دیروز، امروز خواهان حمایت دیگران از دولت هستند  ولی به خودشان زحمت نمی دهند هزینه همراهی صادقانه با حسن روحانی را بپردازند.

اینجاست که کار حسن روحانی به مراتب دشوارتر می شود. او از یک طرف باید با حریف مقابله کند و از طرف دیگر هزینه ترس و فرصت طلبی خودی ها را بپردازد. اکنون می توان به حسن روحانی حق داد عصبانی باشد. عصبانی از اینکه حریف حتی به قواعد حداقل رقابت هم پایبند نیست. با یک دست می کشد و با دست دیگر پس میزند. در جلسه خصوصی حمایت میکند و در جلسات عمومی انتقاد  و تعهد چندانی به قول هایش ندارد. ضعیف ترین حلقه های حریف  حرفهایی میزنند که قوی ترین حلقه های دولت جسارت آن را ندارند.

به هرحال عده ای می خواهند حسن روحانی از حامیان و نزدیکان خود مانده و از اصول گرایان رانده باشد تا از پیگیری برخی پرونده های فساد کلان مالی و سیاسی منصرف شده به حفظ وضع موجود تن در دهد.

گفتنی است دکتر شاهین دادخواه،  اواخر دی سال 89 توسط وزارت اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد، دستگیر و به اتهام همکاری با دول متخاصم به شش سال حبس محاکمه شد. اتهامی که طی نامه های مختلف توسط وی قویا تکذیب و تنها در راستای جنگ جناح های قدرت در جمهوری اسلامی ایران، خوانده شد.

او همچنین در هفته های اخیر به تناوب به انفرادی منتقل و اتهامات جدیدی به وی تفهیم شد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s