بیمارستان رازی قائمشهر، قتلگاه بیماران؛ درخواست خانواده یکی از قربانیان برای ورود رسانه ها به سهل انگاری های متعدد پزشکی

بیمارستان رازی قائم شهرفعالان در تبعيد: خانواده يک نوزاد ٣ روزه در اعتراض به عدم توجه به شکايت در خصوص قتل فرزندشان در بيمارستان رازى قائم شهر، در آبان ماه سال جاری، خواستار ورود رسانه ها به ماجراى اين قتل و تحقيق در خصوص قتل هاى مشابه شدند.

بنا بر اطلاع «کمپين صلح فعالان در تبعيد»، اندکى پس از مرگ يک بيمار قلبی،  به دليل سهل انگارى محرز از سوى پزشکان بيمارستان رازی قائم شهر، در مهر ماه سال ۹٢  نيز اين بيمارستان شاهد مرگ نوزادى ٣ ماهه بوده است که شکايت و پيگيرى هاى خانواده اين نوزاد، تا به امروز بى پاسخ مانده است.

سايت بلاغ با انتشار گزارشى در اين خصوص مى نويسد که چندى پيش، بيمارى که داراى مشکل قلبى بوده و سابقه جراحى قلب باز را  نيز داشته است بر اثر درد به يک پزشک فوق تخصص کليه بيمارستان رازى قائمشهر مراجعه مى کند که پس از ويزيت، پزشک معالج  آمپول سفترپاکسيون را جهت درمان تجويز کرد. تجويز اين آمپول به همراه سرم سبب مى شود که بيمار دچار ايست قلبى شده و فوت کند.

بر پايه اين گزارش همراهان بيمار در محوطه اورژانس بخاطر اين سهل انگارى تجمع کرده و پس از ضرب و شتم دو تن از نگهبانان بيمارستان شيشه هاى اورژانس را شکستند که اين حادثه با دخالت نيروى انتظامى خاتمه پيدا کرد.

سايت بلاغ در اين گزارش مدعى است که  اين سهل انگارى ها در بخش هاى مختلف بيمارستان، سلامت و جان مردم را به خطر انداخته است، بطوريکه در کمتر از يک ماه گذشته، تکرار سهل انگارى پزشکى در اين بيمارستان، منجر به فوت يک نوزاد ٣ روزه شد.

خانواده اين نوزاد ٣ روزه با تاکيد به مراجعه به مراجع قضايى و بلاتکليفى شکايتشان، با ارسال شکوائيه اى به اين تارنماى محلى نوشته اند:

«٢۵  آبان ماه بر اثر اشتباه دکترى در بيمارستان رازى قائم شهر جان انسانى گرفته شد و در ۷ مهرماه هم در اين بيمارستان جان نوزاد ٣ روزه اى گرفته شد، چه کسى بايد جواب گو باشد. وقتى هنوز جواب شکايت خانواده آن طفل را به آنها نداده اند و دکتر مربوطه به راحتى به کار خود ادامه مى دهد!؟ آيا بايد بعضى از دکترهاى فرصت طلب و غير متعهد، جان عده اى ديگر از انسانها را به راحتى بگيرند؟ مديريت محترم بلاغ تو رو به خدا برويد پيگيرى کنيد مگر شما رسانه مردمى نيستيد. چرا اين قتلها را رسانه اى نميکنيد تا پزشکان بى درد و بى توجه نسبت به جان آدمى شايد قدرى به خود آيند

 بیمارستان رازی قائم شهر با ۱۰۰ تخت در سال ۱۳۱۳ تحت عنوان بیمارستان بهداری افتتاح و تا سال ۱۳۵۰ تحت همین نام بوده در سال ۱۳۵۰ از طریق جمعیت هلال اهمر بازسازی شده (تحت عنوان بیمارستان شیر و خورشید) و از تاریخ ۱۸/۲/۵۸ به زیر مجموعه وزارت بهداری در آمد.

اخبار مرتبط:

فقدان امکانات پزشکی،ایست قلبی و فوت ایمان عزیز نیا بازیکن 24 ساله فوتبال در جریان بازی

نقص فنی آسانسور بیمارستان اهواز فاجعه آفرید؛ مرگ مادر و مصدومیت شدید فرزند

 

 

Advertisements

4 نظر برای “بیمارستان رازی قائمشهر، قتلگاه بیماران؛ درخواست خانواده یکی از قربانیان برای ورود رسانه ها به سهل انگاری های متعدد پزشکی

  1. به نظر من متن خبر بسیار غیر تخصصی تهیه شده است . با وجود پذیرش نقایص بسیار در مدیریت نظام سلامت ایران باید عرض کنم که تعیین قصور پزشکی تنها در توان پزشکی قانونی است و حتی پزشکان با دیگر تخصصها هم نمی توانند در این زمینه نظر تخصصی دهند. مرگ بر اثر تزریق سفتریاکسون می تواند یک حساسیت دارویی باشد که تحت کنترل هیچ پزشک و دارو سازی نیست. پاسخ به درمان ضد حساسیتی نیز همیشه صد درصد نیست. لطفا بدون نظر کارشناسی از انتشار مطالب خودداری فرمایید.
    با سپاس
    یک پزشک بی مطب کم درآمد!.

  2. واقعا این مملکت چه کارشناسان خبره و دانشمندی داره!!!! تشخیص دادن آمپول سفتریاکسون و دکتر داده و مریض فوت شده و دکتر ه مقصره !!!! خوب شما برو از این به بعد مریض ببین عزیز جان با این همه اطلاعات!!!!

  3. با سلام و احترام مطلب فوق نشانگر برخورد سخیف و عوامگرایایانه با مسایل حساس و تخصصی مربوط به درمان و سلامت میباشد.سوگیری و برخورد احساسی میتواند باعث بروز عوارضی مانند ترس و وحشت در کادر درمان و برخورد منفعلانه در این قشر اسیب پذیر گردد.تنها مراجع قضاوت و پیگیری در مورد این مسایل نظام پزشکی و پزشکی قانونی میباشد.انتشار مطلب فوق از مصادیق افترا و توهین تلقی میگردد.

  4. بهتر است مسولین قایمشهر بیمارستان را تعطیل و به جای آن چند دعانویس و رمال دلسوز برای مردمان با فرهنگ قایمشهر بیاورند.
    و اما نکات این نوشته زرد:
    1-آمپول سفتریا هیچ ممنوعیتی برای بیماران قلبی،کلیوی و…ندارد فقط در نارسایی کبد مشکلساز است.هیچ خطالی «محرزی»در تجویز ان صورت نگرفته.
    2-چندین مورد مرگ ناشی از سفتریاکسون در 10 سال اخیر مشاهده شده که بیشتر مربوط به حساسیت دارویی است،ولی انقدر درصد کم است که کسی را نمیتوان مقصر دانست.)در مورد پنیسیلین هم همینطور است.(
    3-پروسه اوردن متخصص و فوق تخصص به شهرهای کوچکتر اول از همه نیازمند فرهنگ سازی است.یعنی ما میخواهیم در بیمارستان بیماران بدحال تری را درمان کنیم. و در نتیجه امکان مرگ و میر و عوارض بالا تر است.مطمینا این احتمال در بیمارستان میلاد تهران هم به همین اندازه است ولی این اتفاق در انجا باعث نمیشود خانواده اینمرحوم شیشه های اورژانس انجا را بشکنند.
    4-این قبیل اتفاقات نهایتا باعث میشود که پزشکان متخصص بجز بیماران خوشحال و کم ریسک مثل سرماخوردگی را در انجا درمان و بقیه را با بهانه های مختلف به شهرهای دیگر ارجاع کنند.حال شما با یک بیمار بدحال از قایمشهر تا یک شهر بزرگ در جاده هستید و در صورت فوت بیمارتان صدایتان هم در نماید.این اتفاق برای بسیاری از شهرهای کوچک افتاده است.
    5-اگر تمام پستهای این وبلاگ مثل این کارشناسانه باشد،وای به حال خوانندگانتان.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s