مرسده محسنی در رویداد جانبی در 23مین اجلاس حقوق بشر:مهر اعدام از بدو تولد جمهوری اسلامی بر پیشانی این حاکمیت نقش بسته

mersedeفعالان در تبعید: چهارشنبه 8 خرداد 1392 ,  اولین  نشست جانبی کارزار افشای نقض حقوق بشر در ایران ؛ در 
ژنو برگذار شد . خانم مرسده محسنی  از حامیان ماران پارک لاله و فعال حقوق بشر در در کلن آلمان و از خانواده  جانباختگان قتل عام های 1367 و همراه مادران خاوران, آخرین سخنران این روز , سخنرانی خود را با موضوع  ”اعدام های فراقانونی قوه قضاییه در جمهوری اسلامی” , اجرا کرد .

وی در سخنرانی خود تاکید کرد: مهر اعدام از بدو تولد جمهوری اسلامی بر پیشانی این حاکمیت نقش بست. این احکام بنا به اقتضای روزگار گاهی با عنوان ضد انقلاب و زمانی دیگر زیر عناوین اتهام های جاسوسی، جنایی، سیاسی یا اجتماعی به اجرا در آمده است.

: متن و ویدئوی سخنرانی خانم مرسده محسنی به شرح زیر است


مهربانی دگر از یاران جان باخته بهروز و هیبت معینی را به خانواده مادران خاوران چشم از جهان فرو بست. مادر معینی هم رفت. مرگ همه جانباختگان راه آزادی به ویژه خاطره و رضا معینی را گرامی می داریم. زندگی پربار و پر رنجش را ارج می نهیم و یادش را گرامی.

زمانی که برای جمع آوری اطلاعات درباره ی اعدام های فراقانونی به منابع چندی مراجعه می کردم دریافتم که مسئله آنقدروسیع است که حتما محتاج یک کار گروهی و طولانی می باشم و بهتر دیدم، که سالهای محدودی را برای صحبت در این پنل در نظر گیرم. تصمیم گرفتم در مورد جنایات سالهای ۵۷ تا ۶۰ که شاید دوستان جوان ما کمتر درباره ی آن شنیده اند توضیحات مختصری را ارایه دهم.

مهر اعدام از بدو تولد جمهوری اسلامی بر پیشانی این حاکمیت نقش بست. این احکام بنا به اقتضای روزگار گاهی با عنوان ضد انقلاب و زمانی دیگر زیر عناوین اتهام های جاسوسی، جنایی، سیاسی یا اجتماعی به اجرا در آمده است.

اعدام های بدون محاکمه دو روز پس از پیروزی انقلاب با اعدام سران رژیم پهلوی آغاز شد. اعدام های سران رژیم گذشته بدون محاکمه یا در محاکمه های چند دقیقه ای بدون وکیل انجام شد. بسیاری ازاین افراد مانند خانم فرخ رو پارسا وزیر آموزش پرورش یا نیک پی شهردار تهران و بسیاری دیگر، در کشتار مردم نقشی نداشتند و همانطورکه خانم نسرین ستوده مطرح کرده است، می بایست آنها را در دادگاه های صالحه به جرم سکوت در برابر جنایت محاکمه کرد و در مورد آنها احکام مطابق با جرمشان صادر کرد.

اعدام ها از ساعت دو شب بیست و چهار بهمن یعنی دو روز بعد از پیروزی انقلاب در ایران شروع شد. آنها را به پشت بام مدرسه رفاه بردند، و دستور دادند سینه کش بر زمین دراز بکشند و دستهایشان را به دو طرف باز کنند و آنها را تیرباران کردند. امیر عباس هویدا با تلاش آقای بزرگان، نخست وزیر وقت، حق داشتن دو دادگاه چهل و پنج دقیقه ای را داشته است. و در روز ۱۸ فروردین پنجاه هشت در زندان قصر در حالی که همه ی درهای زندان بسته و تلفن ها قطع بوده است اعدام می شود.

خلخالی، حاکم شرع، در مصاحبه ای در آخر عمرش با رسانه ای گفته است: پانصد نفر از مقامات رژیم سابق را اعدام کرده است. پخش عکسهای خونین این افراد در روزنامه ها و تلویزیون پیامی را به مردم ایران می رساند که نمی دانم چه تعداد کمی از مردم این پیام را دریافت کردند. این اعدام های بدون محاکمه و سکوت و تایید جامعه، آغاز دوران شومی شد که ۳۴ سال است ایران را در صدر آمار اعدام در جهان قرار داده است.

شروع اعدام های سیاسی در کردستان

کشتار و اعدام در کردستان در اولین سال جمهوری اسلامی آغاز شد. در این دوره پس از آنکه مذاکرات مربوط به کردستان با شکست روبرو شد، خشونت این منطقه را فراگرفت، خشونتی که به تدریج دامن غیر نظامیان را هم گرفت. و سپس به اعدام ها پیوند خورد.

هرمز گرجی بیانی، لیسانس فیزیک و معلم مبارز که سازمانده معلمان کرمانشاه در دوران انقلاب بود در روز بیست و هفت مرداد در کرمانشاه در خانه اش دستگیر و ساعت دو و چهل دقیقه ی شب به همراه ده نفر دیگر در زندان دیزل آباد کرمانشاه اعدام شد.

دکتر ابولقاسم رشوند سرداری جراح و پزشک بیمارستان لقمان الدوله ی تهران، در حالی که برای یاری مجروحان حمله ی رژیم به کردستان رفته بود در تاریخ ۳۰ مرداد ۵۸ پشت پنجره های بیمارستان پاوه به دستور خلخالی به همراه ۹ نفر دیگر اعدام شد.

نسرین  و شهرام کعبی دو خواهر پرستار ۱۳۵۹ بدون دادگاه بدون وکیل و بدون هیچ دفاعیاتی در کردستانی اعدام شدند.

از خاطرات آقای خلیل بهرامی، خبرنگار روزنامه ی اطلاعات در سایت کردی » رافه»  که می گوید: مطلع می شود که یک قاضی خیال دارد کردها را در سالن انتظار فرودگاه سنندج، مرکز کردستان، محاکمه کند. در فرودگاه،  ده مرد دستبند به دست روی نمیکت چوبی در برابر صادق خلخالی نشسته اند؛ نفر یازدهم مجروح بود و کنار در روی برانکاردی قرار داشت. آقای بهرامی می گوید: قاضی عمامه اش را برداشت، کفش هایش را در آورد، پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید. او اتهامات را چنین شمرد: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل. هیچ مدرکی ارایه نشد. همه اش حدس و گمان بود؛ پس از نزدیک به سی دقیقه خلخالی یازده مرد را مفسد فی الارض اعلام کرد. این جمع از کنار سی کارگر فرودگاه گذشتند. جلوی همه جهانگیر رزمی عکاس می رفت. در عقب علی کریمی بود، یکی از محافظان شخصی خلخالی با کفش های سفید شلوار سفید، پیراهن سفید و عینک آفتابی و تپانچه ی کمری. پس از تقریبا صد متر یک مامور محکومان به مرگ را روی یک زمین خاکی از حرکت بازداشت. همه ی اعدام کنندگان به جز یک نفر دور سرشان چپیه بستند. چهره های جلادان و چشمان کردها اکنون پنهان شده بود. سربازان به کریمی چشم دوختند. او اسلحه اش را از جلدش بیرون آورد. همه نمرده بودند. کریمی روی احسن ناهید زندانی خوابیده روی برانکار» دانشجوی پلی تکنیک» خم شد و یک گلوله به سرش شلیک کرد. به سوی بعدی رفت و به سویش شلیک کرد. او همینطور پیش می رفت یک گلوله برای هر نفر.

بعد از آن یازده نفر از اهالی شهرستان پاوه در ساعت ۲:۴۰ بامداد بیست و هشت مرداد ۱۳۵۸ در زندان دیزل آباد کرمانشاه اعدام شدند.

هفت تن دیگر از اهالی پاوه در بامداد رو ۲۹/ ۵/ ۵۸، در محوطه ی زندان دیزل آباد کرمانشاه اعدام شدند. نه نفر در شهر مریوان ۳/ ۶/ ۵۸، اعدام شدند.

بیست نفر در شهرستان سقز ساعت هفت بامداد ۶/ ۶/ ۵۸ اعدام شدند.

آقای خلیل بهرامی می گوید ایت الله خلخالی بیست افسر و درجه دار ژاندارمری و ارتش را به اتهام اینکه سر خدمت حاضر نشده و به مردم تیر اندازی نکردند، متهم به همکاری با مهاجمان کرد و آنها صبح روز ۷/ ۶/ ۵۸ در سقز اعدام شدند.

قتل عام در روستاهای کردستان

در روستای قارنا در سال ۱۳۵۸، ۶۸ نفر به قتل رسیدند. و در قتل عام سایر روستاهای کردستان حدودا  بیش از ۱۵۰ نفر به قتل رسیدند.

در سال ۱۳۶۰، بنابر آمار های رسمی، ۱۶۳ نفر در زندان های مختلف کردستان اعدام شدند.

پدیده ای اعدام های دسته جمعی، یکی از ویژگی های اعدام های سیاسی در کردستان بوده است که در مشروع ترین مدل آن، ۵۹ نفر از جوانان مهابادی در تاریخ ۱۲/ ۳/ ۶۳ بازداشت و همگی همزمان اعدام شدند.

برمی گردیم به ترکمن صحرا

در ۵ فروردین ۵۸ در کمی بیشتر از یک ماه بعد از پیروزی انقلاب اولین جرقه های نا آرامی ها در گنبد، به دنبال قتل یک نوجوان ترکمن به دست پاسداران در شهر گنبد زده می شود. چهار رهبر خلق رهبر: توماج، مختوم، جرجانی و واحدی را ربوده و جسدشان را پس از چند روز به شکل کاملا تصادفی در زیر پلی در نزدیکی بجنورد پیدا می شود. آقای خلخالی، در روزنامه ی صبح آزادگان ۲۸/ ۶ / ۱۳۶۳ گفت: من با قاطعیت در گنبد وارد شدم و یکی از کارهای برجسته و انقلابی ام در گنبد. ۹۴ نفر منجمله توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را بنده اعدام کردم. ۹۴ نفر را اعدام کردم نه یک نفر را. می گویند قتل رهبران ترکمن عمدی بوده؛ من توماج، مختوم، واحدی، جرجانی را بگزارم زنده بمانند که چه؟

رژیم ایران برای اعدام هر قسمت از مردم ایران، بهانه های مختلفی را میابد تا با تبلیغات دروغین این اعدام ها را موجه و قانونی جلوه دهد، من جمله: اعدام های متهمان به قاچاق کالا و مواد مخدر در بلوچستان، اعدام هم میهنان عرب به بهانه ی جدایی طلبی. هم میهنان وحشیانه هم میهنان آذری، به اتهام پشتیبانی از ایت الله شریعتمداری.

سالهای شصت

بر طبق آمار عفو بین الملل از روز سی و یک خرداد تا اوخر آذر شصت، حدود ۲۴۴۴ نفر در ایران اعدام شدند که این مطلقا رقم واقعی نمی باشد. کسانی که نام خود را نمی گفتند، اعدام می کردند و به خانواده هایی که به دنبال فرزاندشان مراجعه می کردند می گفتند بروید میان جنازه ها فرزندان خود را بیابید. در این سالها آقای لاجوردی که رییس زندان اوین بود، حکم اعدام ها را خودش صادر می کرد. از آمار اعدام های سالهای وحشت شصت تا شصت و هفت به هیچ وجه رقم دقیقی در دست نیست چون خانواده های قربانیان در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ ایران اصلا نام سازمان های حقوق بشری را نشنیده اند پس بسیارند جانباختاگانی که نام آنها در لیست های طولانی موجود غایب می باشد. هیچکدام از محکومین در این دوره وکیل نداشتند و اینطور توجیح می کردند اگر وکیل ندارند، چون وکلا انگیزه ای برای دفاع از آنان ندارند و نمی خواهند از این مجرمین دفاع کنند اگر وکلا از اینها دفاع کنند باید کمی به مبارزه ی مسلحانه اعتقاد داشته باشند. یکی از اتهامات معمول به قربانیان اتهام جاسوسی بود، زیرا حقوق بین الملل و آئین های دادرسی مقرر،  به پاسداری از حقوق جاسوسان اعتقادی ندارد.

آنچه گفته شد، نه برگی از کتاب پوسیده ی قرون گذشته تاریخ، که فجایعی در صبح امروز وطن است. صبحی که حتی نیم قرن هم از آن نگذشته و جانیان و قاتلان در رژیم عامل این جنایات همچنان کاندیدای ریاست جمهوری شده و بازجویان ان دوران، بر مسند وکالت در مجلس تکیه می کنند. فجایعی که در صورت گفته نشدن و فراموشی، آغوش خونین خود را به فرزندان و نوباوه  گان دهه های بعد هم م خواهد گشود.

آری، فراموشی، یعنی تکرار.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s